+ حکمتش را شکر....

سه‏شنبه 27 آذر 1386 ساعت 12:13 صبح

سنگيني باري که خدا بر دوش ما ميگذارد آنقدر نيست که کمرمان را خم کند،


آنقدر است که زانوهاي ما را براي دعا خم کند...


 


حکمتت را شکر...گوشي را سايلنت کرد ، نميخواست چيزي بشنوه  ، همه از محبت بود ولي توان شنيدن


را نداشت...خسته بود ...چقدر برايش تکراري بود..."غم آخرتون باشه...خدا بهتون صبر بده...انشاالله به شادي...


در آخر هم مقاوم باش تو بايد قوي باشي،تو بايد کمکش کني.." حس خوندن پيام هم نداشت...


چقدر يه سفر ، يه لحظه ، يه چشم برهم زدن سرنوشت را عوض مي کند ...چه لحظات سختي رو گذرونده بود..


ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : ....!!!

کربلا...کربلا..بگوشم... [ نظر]


+ ما و نت....

جمعه 2 آذر 1386 ساعت 9:27 صبح

 ما ونت (شايد هم اطلاعيه) :


1. سلام از عمق جان و سلامي از تار و پود وجود...و سلام ...والسلام عليک يا علي بن موسي الرضا(ع)...


ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : ....!!!

کربلا...کربلا..بگوشم... [ نظر]


+ شب ياد ماندني....

يکشنبه 13 آبان 1386 ساعت 11:21 صبح
احساس ميکنم انشاالله شاهد زيباييشهادت باشم وآن را تنگ در آغوش بکشم 

و اين بزرگترين آرزوي من است اين انتخابي آگاهانه است 

و انسان را به سوي معشوق ازلي راهنمايي ميکند....  

                                                                                               "شهيد  احمد زاده"        

خوب به ياد دارم آن شب راشبي ماندگار در ذهن ...

شب فراموش نشدني... شب دل و دلدادگي...
ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : ....!!!

کربلا...کربلا..بگوشم... [ نظر]


+ دانشگاه عشق....

جمعه 27 مهر 1386 ساعت 8:38 عصر

به اميد خدا پا در دانشگاه عشق ميگذاريم وبا مدرک شهادت فارغ التحصيل ميشويم....


فرهنگ جبهه.....


 


مثل يه رويا مثل يه آرزوي دست نيافتني.....


خيلي دلم ميخواست توي يه محيط خوب درس بخونم....يه دانشگاهي که فقط فکرت درس خوندن باشه وتنها دغدغه ات کسب علم باشه....شايد يکي از دلايلي که دلم ميخواست تو حوزه علميه درس بخونم همين بود....که البته قسمت نشد....


وقتي مي خواهي بري دانشگاه فکر ميکني ميري ميدون جنگ...خودتو آماده همه جور تنش بکني...خودتو آماده جواب دادن به حرفا کني...رو در رو استاد و دانشجو وايستي و جواب حرفاي نامربوطشون که توهين به همه از اسلام تا دولت و.... .چشاتو ببندي ناديده بگيري و رفتاراي نامعقول ونامربوط بين به اصطلاح دانشجوي دختر و پسر .....


متلک هاي کوچک وبزرگ هم نشنيده بگيري....اوقات فراغتت هم شمردن دانشجوهاي چادري و محاسن دار دانشگاه باشه...تا آخر ترم هم تغيير رفتارا رو بسنجي.....


خرده نگيريد...ميدونم تو دانشگاه بايد علاوه بر کسب علم بايد سياست و کاراي فرهنگي باشه...اما ما احترام متقابل و يادمون رفته....وقتي غير معقول باشه با بي احترامي همراه باشه...ديگه قابل تحمل نيست....


يادمه تو يه کلاس فوق برنامه....استادي توانا ودلسوز داشتيم....ميگفتند : "دانشگاه ما دانشگاه نيست...وقتي بعضي از استادا به دانشجو کفر و...ياد بدن...کاش اين دانشگاه و نداشتيم..!!!" کاش نداشتيم...


اما حالا خدا رو شکر ميکنم وارد دانشگاهي شدم که استاداش مسلمونن ، دانشجو هاش هم فکر و هم دل..يه محيط خوب در عين حال مذهبي...


وچقدر لذت بخشه توي همچين محيطي درس بخوني....امتحان کنيد....


خدا کنه تو دانشگاه عشق قبول بشيم.....


 


از ما...:



  1. 8شوال سالروز تخريب بقيع به دست عمال انگليسي ووهابيون....اجرک الله آقاجون....

آخر يه روز شيعه برات حرم ميسازه....



  1. از عزيزاني که حرفمان را در پست قبلي گرفتند ممنون...

  2. نميدونم کي سر ميزنيد و اين مطلب وميخونيد...بزرگوار استادم....اما به جان خودمان تملق نبود...فقط تو گلومون گير کرده بود...ممنون که اومديد...

  3. راستي چقدر زود دير ميشود...(براي خودمان بود....)

  4. يه عااااااااالمه دعا...  

کربلايي باشيد.....


نوشته شده توسط : ....!!!

کربلا...کربلا..بگوشم... [ نظر]


+ الحمد لله علي ما هد ينا...

شنبه 21 مهر 1386 ساعت 10:47 صبح

الحمد لله علي ما هد ينا....


.


.


.


عيد سعيد فطر مبارک...                                       موسسه مالي و....


عيد سعيد فطر بر عاشقان حضرت دوست مبارک...   همراه.....


عيد سعيد فطر بر همه مسلمانان مبارک....            روابط عمومي شرکت....


عيد سعيد فطر بر همه روزه داران مبارک....           ماکاروني....


 عيدتان مبارک.... ......................                         ...............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


.


.


.


تمام شد......


نوشته شده توسط : ....!!!

کربلا...کربلا..بگوشم... [ نظر]



تا به حال نوشته شده

[24/5/1387- 10:6 ص] آقا دروغت ميگوييم..
[16/5/1387- 6:3 ع] اندر احوالات ما ومسنجر...
[10/5/1387- 3:55 ع] حال با تو بودن....
[6/4/1387- 7:2 ع] از آسفالت......تا اعتکاف..........
[آرشيو شده ها]